تبلیغات
پروژه های استعماری - این مرد مرموز چگونه صحبت‌های «رجوی» را تکرار می‌کند؟/ مدعیان «فتح سنگر به سنگر نظام» می‌گویند سیاست را مین‌گذاری نکنید!/افزایش چشمگیر فعالیت «ستون پنجم» رسانه‌ای/ سخنگوهای داخلی فرانسه و انگلیس را بشناسید! +تصاویر
پروژه های استعماری
اخبار و نقد شبکه های ماهواره ای شیعه و معاند و ابزار های ارتباطی جمعی و رسانه ای و اینترنتی و هنر

اصلاح طلبان

فرد اشاره شده، چندی قبل طی اظهاراتی در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری از چیزی به نام «اصلاحات سخت» نام برده و تأکید کرده بود که زمان زیادی برای این کار وجود ندارد.


 – پس از اغتشاشات دیماه 96 برخی از چهره‌های یک جریان سیاسی خاص، فضای تندتری را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تعقیب می‌کنند.

اگرچه اغتشاشات دیماه به لحاظ مقیاس، یک رخداد کوچک و بی‌اهمیت بود و مطالبات طرح شده در آن نیز عمدتا سیاسی و غیر اقتصادی بود اما چهره‌های اشاره شده، تقریباً روزی نیست که از اشاره‌های شداد و غلاظ به این حادثه غافل بمانند و درباره ابعاد آن صحبت نکنند.

جالب آنکه بیت‌الغزل تمام گفته‌های این افراد پیرامون اغتشاشات دیماه 96 نیز یک چیز بیشتر نیست و آن اینکه این اغتشاشات پیش لرزه یک اتفاق بزرگ بود و مجددا تکرار می‌شود.

تاکنون در این زمینه، سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، علیرضا علوی‌تبار، بهزاد نبوی و چند تن دیگر صراحتاً تأکید کرده‌اند که اغتشاشات دیماه 96 تکرار خواهد شد.[1]

این در حالی است که با اطلاعات بدست آمده از مقامات و نهادهای کشور، محرز شده است که 60 درصد حاضران در اغتشاشات دیماه شاغل بوده‌اند، 70 درصد شعارهای آنها سیاسی بوده است و هیچیک از آنان نیز جزو فقرای جامعه نبوده‌اند.[2]

پس این اصرارها بر تکرار اغتشاشات با شدّت بیشتر! برای چیست؟!

اما این تنها سؤالی نیست که باید به آن پاسخ داد...

این سلسله یک قطعه خطرناک دیگر هم در دنباله خود دارد.

*از نوید حرکت میلیونی تا اشاره به «حرکت سخت»

مرد مرموزی که به «خیابان میلیونی» پیشنهاد می‌دهد برویم سراغ اصل نظام!

یک نفر از این جمع به تازگی و در مقاطع مختلف صحبت‌هایی عجیب و در عین حال مرتبط را اظهار کرده است.

صحبت‌هایی که اگرچه ما بر تحت‌الشعاع قرار نگرفتن محتوای متن، به نام نه چندان غیر قابل کشف گوینده اشاره‌ای نمی‌کنیم اما دقت و تأمل در محتوای آنها می‌تواند حقایق مهمتری را آشکار کند و در ترسیم شمایل روزهای آینده کشور نقش مهمی داشته باشد.

فرد اشاره شده، چندی قبل طی اظهاراتی در یک مرکز دولتی، از چیزی به نام اصلاحات سخت نام برده و تأکید کرده بود که زمان زیادی برای این کار وجود ندارد.

این فرد در صحبت‌های خود همچنین از این می‌گفت که این اصلاحات را بایستی با روش مسالمت‌آمیز انجام داد و البته ما (اصلاح‌طلبان) تجربه «حرکت میلیونی مسالمت‌آمیز در خیابان» را هم داشته‌ایم!

شخص مذکور، مدتی بعدتر در اظهاراتی دیگر نیز تأکید کرد که سیاست‌ورزی معمولی دیگر در ایران جواب نمی‌دهد.

او، البته در لابه‌لای اشاره‌های خود به سیاست‌ورزی نامتعارف، از «تجمع خیابانی» هم نام برد.

نکته کلیدی دیگری که توجه بیشتری را به خود جلب می‌کند گام سوم فرد مورد اشاره ماست...

آخرین گفته‌های او یا شاید هم مهمترین بخش از گفته‌هایش برمی‌گردد به سخنانی که چند روز قبل منتشر شد.

او پس از اشاره به حضور میلیونی مردم در خیابان و تأکید بر اینکه عمل متعارف در فضای فعلی سیاست ایران، دیگر پاسخگو نیست؛ در اظهارات اخیر خود اما از این گفت که اصلاحات باید معطوف به چیزی باشد که ایجادکننده مشکلاتی است که ما می‌خواهیم آنها را اصلاح کنیم.

این فرد که در فتنه سال 88 نیز دستگیر نشده، صراحتاً گفته بود باید به جای مبارزه با معلول‌ها به سمت علت اصلی برویم.

اشاره او به سمت علت‌العلل همه چیزهایی بود که جریان خاص به آنها اعتراض دارد. از حصر گرفته تا نظارت استصوابی و حضور ایران در محور مقاومت و مخالفت نظام با مذاکره موشکی.

اما نکته اینجاست که به هر دلیلی اظهارات او و توالی آنها، آنطور که باید شنیده نشده است.

مجدداً تأکید می‌شود که نام و نشان این فرد صرفا از آنرو ذکر نشد تا محتوای گفته‌هایش مورد توجه مخاطبان محترم باشد.

محتوایی که متأسفانه عزمی راسخ برای پژواک بخشی به آنها نیز دیده می‌شود.

عزمی از مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری گرفته تا برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب و تا تکرار کلیدواژه‌ها در صحبت‌های هم‌طیفان فرد اشاره شده.

این ماجرا ابعاد دیگری هم دارد...

مشرق به تازگی در گزارشی به تقلّای ستاد اصلاحات برای مدیریت اعتراضات خیابانی (که خود موجد آن بوده‌اند) و پادگانی کردن کشور اشاره و توضیحاتی را ارائه کرد.[3]

گزارشی که البته با واکنش‌های تند اصلاح‌طلبان مواجه شد و آنها در رسانه‌هایشان تحلیل‌ها و کدهای اشاره شده را به «مین‌گذاری فضای سیاست کشور»! تعبیر کردند و خواستار ارائه دلیل و سند شدند.[4]

اکنون سؤال اینجاست که آیا از نظر محافل جریان خاص، گفته‌های کسانی چون فرد خاصّ اشاره شده در این گزارش که به حضور میلیونی در خیابان، بی‌فایده بودن عمل متعارف سیاسی و تمرکز بر علت‌العلل مشکلات (که همه می‌دانیم کیست و کجاست؟) اشاره دارد؛ دلیل و سند محسوب می‌شود یا خیر؟!

گفتنیست، با استناد به همین شواهد، برخی محافل تحلیلی کشور طی سالیان گذشته، وقوع اغتشاشات دیماه 96 را پیش‌بینی کرده بودند.

آنها حتی خبر داده بودند این اغتشاشات، ظاهری اقتصادی اما محتوایی سیاسی دارد. بخش‌های دیگری هم در آن تفرّس‌های پیش‌بینانه وجود داشت که هنوز بازگشایی نشده است...

***

1_mshrgh.ir/838809

2_http://fna.ir/bnayr0

3_mshrgh.ir/875259

4_http://magiran.com/npview.asp?ID=3773515


صفحه نخست روزنامه‌های سه‌شنبه ۲۶ تیر

بعد از سفر دکتر ولایتی به مسکو و مذاکرات موفق او با رییس جمهور روسیه، ستون پنجم رسانه‌ای راهبرد «تسلیم» به دست و پا افتاده‌اند و بسامد حضور رسانه‌ای آنان به طرز چشمگیری افزایش یافته است.

- دیدار دانلد ترامپ با ولادیمیر پوتین، با وجود هیاهوی تبلیغاتی و گمانه‌زنی‌های داغ درباره معامله دو طرف بر سر «ایران»، به نتیجه‌ای نرسید و حتی به واسطه ناشی‌گری ترامپ و اظهارات از موضع ضعف او در برابر پوتین، سیل انتقادات از سوی سیاستمداران سابق و لاحق آمریکا به ترامپ را به دنبال داشت و حتی او را به «وطن فروشی» متهم کردند. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی که ۷ سال تمام همه زور خود را برای سرنگونی دولت قانونی سوریه زد و جبهه تروریست‌های تکفیری در واقع «نیروی نیابتی» تل‌آویو بوده‌اند، اکنون از آن همه خط و نشان بی بی نتانیاهو که «ایران نباید در هیچ کجای سوریه حضور داشته باشد» به این‌جا رسیده که تو "تو رو خدا دیگه از ۶۰ کیلومتری محدوده مرز جولان جلوتر نیایید"!

در حالی که پروژه «۷ تریلیون دلاری» آمریکا برای فتح غرب آسیا و تغییر نقشه آن، به شکست نهایی نزدیک‌تر می شود، و در حالی که معادله‌ی بودجه نظامی ۶۷۵ میلیارد دلاری آمریکا در برابر بودجه فقط «۶ میلیارد دلاری» جمهوری اسلامی (علی‌رغم همه محاسبات مالی، منطقی، نظامی و ژئوپلیتیک) زانو زده است، «ستون پنجم» وابسته به محور غربی-عبری-عربی به شدت در داخل کشور به تکاپو افتاده تا از به بایگانی رفتن کامل خط «تسلیم» در برابر زورگویی‌های ترامپ جلوگیری کند.

عوامل این جریان دیگر تاب سخن گفتن در لفافه را ندارند و اکنون در مصاحبه‌های خود در سلسله نشریات جریان خاص (که بسامد آن بعد از سفر دکتر ولایتی به مسکو به طرز محسوسی افزایش یافته است) به صراحت و خیلی عیان به سخنگوی مکرون و «ترزا می» تبدیل شده اند.

«شاه سلطان حسین»، آخرین پادشاه از سلسله صفوی، کسی بود که با بی‌درایتی و بی‌کفایتی خود، هم موجب سقوط سلطنت مقتدر صفوی شد و هم پایتخت کشور را تقدیم به «شاه محمود غلزایی»، حاکم قندهار کرد. شاه سلطان حسین در تاریخ ایران به نماد تفکری تبدیل شد که با توهم، بی درایتی، ناتوانی و اعتماد به بیگانه موجبات فروپاشی کشور را فراهم می آورد.

شاه سلطان حسین

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

رونمایی از پیاده‌نظام رسانه‌ای فرانسه در ایران!

چگونه «پول» شبهه‌ناک، روزنامه «شبهه‌ناک» تولید می‌کند؟ +عکس

مشرق در گزارشی به تاریخ ۲۷ آبان ۹۶ با عنوان «رونمایی از پیاده‌نظام رسانه‌ای فرانسه در ایران!» دو تن از عوامل میدانی فرانکوفیل‌های وطنی را معرفی کرد. یکی از آن‌ها فردی به نام «علی بیگدلی» است که روزی نیست یکی از سلسله نشریات جریان خاص از او مصاحبه‌ای در کسوت «تحلیل‌گر سیاست خارجی» منتشر نکند.

آقای بیگدلی که دکترای تاریخ خود را از دانشگاه «تولوز» در جنوب فرانسه گرفته اند، در جدیدترین مصاحبه خود با روزنامه بهار(۲۶ تیر) چنین گفته اند:

" «ما اروپا را از دست داده‌ایم. الان یک ماه است که اروپایی‌ها، دیگر درباره ما صحبت نمی‌کنند و جلسه اخیر ایران با ۱+۴ هم هیچ دستاوردی نداشت. زیرا در آنجا سه مسئله حقوق بشر، آزمایش موشکی و حضور در سوریه و یمن مطرح شد و آقای ظریف هیچ پاسخی برای آن نداشت و اعلام کرد که با مقامات عالی رتبه باید صحبت کند و به ایران بازگشت اما هنوز هیچ خروجی ما ندیدیم...نباید فراموش کرد که در این مسیر ما باید امتیازاتی هم به غربی‌ها بدهیم. آن‌ها سه شرط مشخص دارند و ما اگر انتظار داریم روابطمان بهبود پیدا کند باید یک سری امتیاز بدهیم تا بتوانیم یک سری امتیاز دریافت کنیم. نمی‌توان صرفاً انتظار داشت که آنها به ما امتیاز بدهند و هیچ خواسته‌ای نداشته باشند»."

علی بیگدلی - رسانه های اصلاح طلب با او تحت عنوان کارشناس سیاست خارجی گفتگو می‌کنند

و بعد این چنین به نیابت از فرانسه و «امانوئل مکرون»، با نظام «اتمام حجت» کرد:

"در حوزه سیاست خارجی باید اقدامات عملی را در دستور کار قرار دهیم. ابتدا به ساکن باید پای تهران از پرونده یمن خارج شود. در مرحله بعد هم وضعیت سوریه باید به یک تعادل برسد و نیروهای خود را کاهش دهیم. در این راستا ما اکنون نزدیک به یک سال است که آزمایش موشکی انجام نداده‌ایم که این اقدام مثبتی است و تا به اندازه‌ای حساسیت‌ها را کاهش می‌دهد. "

به گزارش مشرق، پیش از این رسانه‌ها و منابع تحلیلی از رواج نشریات «سفارتی» خبر داده بودند که به عنوان مامور و عامل پیشبرد منافع کشورهای اروپایی فعالیت می‌کنند؛ هشداری که همواره با برچسب‌هایی نظیر «توهم توطئه» همراه شده بود اما اکنون شواهد این پیوند شوم در لابلای صفحاتشان به چشم می‌خورد.

خبر خوب این که، مجمع تشخیص مصلحت امروز تفسیر شورای نگهبان را تایید کرد و لوایح بحث‌برانگیز FATF به بایگانی رفت، گرچه نمی توان از تحرکات عوامل راهبرد «تسلیم» در اجرای چراغ خاموش آن غافل شد

باید در موشکی امتیاز بدهیم تا دلِ اروپا را به دست آوریم!

«علی بیگدلی» در مصاحبه با روزنامه بهار گفت:

«ما اروپا را از دست داده‌ایم. الان یک ماه است که اروپایی‌ها، دیگر درباره ما صحبت نمی‌کنند و جلسه اخیر ایران با ۱+۴ هم هیچ دستاوردی نداشت. زیرا در آنجا سه مسئله حقوق بشر، آزمایش موشکی و حضور در سوریه و یمن مطرح شد و آقای ظریف هیچ پاسخی برای آن نداشت و اعلام کرد که با مقامات عالی رتبه باید صحبت کند و به ایران بازگشت اما هنوز هیچ خروجی ما ندیدیم...نباید فراموش کرد که در این مسیر ما باید امتیازاتی هم به غربی‌ها بدهیم. آن‌ها سه شرط مشخص دارند و ما اگر انتظار داریم روابطمان بهبود پیدا کند باید یک سری امتیاز بدهیم تا بتوانیم یک سری امتیاز دریافت کنیم. نمی‌توان صرفاً انتظار داشت که آنها به ما امتیاز بدهند و هیچ خواسته‌ای نداشته باشند».

بیگدلی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت:

«در حوزه سیاست خارجی باید اقدامات عملی را در دستور کار قرار دهیم. ابتدا به ساکن باید پای تهران از پرونده یمن خارج شود. در مرحله بعد هم وضعیت سوریه باید به یک تعادل برسد و نیروهای خود را کاهش دهیم. در این راستا ما اکنون نزدیک به یک سال است که آزمایش موشکی انجام نداده‌ایم که این اقدام مثبتی است و تا به اندازه‌ای حساسیت‌ها را کاهش می‌دهد».

وی در این مصاحبه در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت: «متاسفانه ما در ۴۰ سال گذشته با توجه به مصالح دینی، استراتژی‌های خود را در مسائل سیاسی پایه گذاری کردیم و نتیجه آن هم همین وضعیت موجود است».

اصلاح طلبان مهارت خاصی در «خود کوچک بینی و بزرگنمایی حریف» دارند و به عبارتی استاد تمامِ «تحقیرِ ایران و ایرانی» هستند. کدام عقل سلیمی حاضر می‌شود که وسیله دفاعی که ضامن امنیت در کشور است را معامله کند. آن هم با طرف بدعهدی که در موضوع هسته‌ای، کارنامه سیاهی از خود به جا گذاشت.

این کارشناس اصلاح طلب مدعی است که «نمی‌توان انتظار داشت که آنها به ما امتیاز بدهند و هیچ خواسته‌ای نداشته باشند». این ادعای مضحک در حالی است که در برجام، دولت آقای روحانی در اقدامی عجولانه و شتابزده- به گونه‌ای که تعجب رسانه‌های غربی را در پی داشت- در ۲ ماه همه تعهدات خود را به صورت یک‌طرفه و برگشت‌ناپذیر انجام داد. برهمین اساس ۱۲ هزار سانتریفیوژ از چرخش ایستاد، در قلب راکتور اراک بتن ریخته شد، ۹۷۰۰ کیلو از ۱۰ هزار کیلوگرم ذخایر اورانیوم غنی شده از کشور خارج شد و حتی تحقیق و توسعه نیز متوقف شد. مقامات دولت تاکید داشتند که در ازای این اقدامات، تمامی تحریم‌های ضد ایرانی در دی ماه ۹۴ به یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق. اما نه تنها تحریم‌ها لغو نشد بلکه زیرساخت و دامنه گسترده‌تری نیز پیدا کرد.

هسته‌ای رفت ولی معیشت مردم بهبود پیدا نکرد چون اساساً دوگانه «هسته ای-معیشت»، دروغی بیش نبود. هسته‌ای بهانه بود، موشکی و حقوق بشر و قدرت منطقه‌ای نیز صرفاً بهانه‌هایی برای گرفتن امتیازات نقد از ایران و در مقابل، دادن وعده‌های پوچ و نسیه است. هدف اصلی تبدیل ایران به «لقمه‌ای راحت الحلقوم» برای کشورهای سلطه گر غربی است.

آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان همان جنایتکارانی هستند که در ۸ سال جنگ تحمیلی، صدام را مسلح به سلاح‌های کشتار جمعی و از جمله سلاح شیمیایی کردند و گروهک تکفیری تروریستی داعش را ایجاد و تجهیز کردند و رژیم کودک کش صهیونیستی را حمایت کرده و از رژیم آل سعود در جنایت در یمن پشتیبانی کردند.

حالا این جنایتکاران که کشتار زنان و کودکان بی گناه به یک برنامه روزانه برایشان تبدیل شده، برای موشک‌های ما دلواپس شده‌اند. اصلاح طلبان هم می گویند، موشک را بدهیم برود تا بلکه دلشان را به دست آوریم!

برخلاف ادعای مضحک این کارشناس اصلاح طلب که بی دستاوردی در سیاست خارجی را محصول دخالت دادن دین نامیده است، باید گفت که هر جا در سیاست خارجی ضربه خورده‌ایم به این دلیل بوده است که از فرامین دینی فاصله گرفته و مرعوب دشمن شدیم.

 

** بی‌قراری اصلاح‌طلبان برای تحریم حاج قاسم سلیمانی

روزنامه آرمان در سرمقاله امروز به قلم «مهدی پازوکی» اقتصاددان اصلاح طلب نوشت:

«به نظر می‌رسد قسمت عمده‌ای از مشکلات اقتصادی که امروز ایران دارد ناشی از تصمیمات غیر کارشناسی است که در مجلس از جمله به‌وسیله دلواپسان اتخاذ شده است. همان دلواپسانی که می‌گویند چرا بانک‌های متوسط اروپایی با ایران کار نمی‌کنند، به تخریب برجام می‌پردازند که دستاوردهای بسیاری برای کشور داشته است.

از طرف دیگر پیوستن کشور به گروه اقدام مالی که در راستای شفافیت بین‌المللی که ارتباطی به برجام ندارد را دچار مشکل می‌کنند... سخن از سازمان، قرارداد یا کنوانسیون نیست که بخواهیم عضو آن شویم، بلکه سخن از شفافیت مالی است. امروز جهالت اقتصادی بزرگ‌ترین دشمن کشور است... تفکر و نگاه دلواپسان، به فقر و عقب ماندگی از جامعه جهانی منجر خواهد شد».

«ماتیو لویت» مدیر برنامه مقابله با تروریسم و جاسوسی در «موسسه واشنگتن در امور خاور نزدیک»، چندی پیش گفته بود: «نظارت‌های FATF بر فعالیت‌های بین‌المللی ایران باید افزایش یابد. یکی از روش‌های تضعیف محور مقاومت و قدرت‌افزائی جنگ‌های نیابتی، گسترش نظارت بر فعالیت‌های بانکی ایران است».

«خوان زاراته» معاون سابق مدیریت مبارزه با تروریسم و جرائم مالی در وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز چندی پیش با اشاره به FATF و ارتباط آن با فشار بر ایران، گفته بود: «برای قرار دادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای این کشور، به حضور کامل FATF نیاز است. برای اینکه ایران از نظام مالی منزوی شود، لازم است FATF برای تأیید قضاوت‌هایی پیرامون نظام مالی ضد پول‌شویی و مبارزه با تروریسم مداخله کند».

«سیگال مندلکر» معاون خزانه‌داری آمریکا- و به عبارتی اتاق جنگ اقتصادی آمریکا- نیز چندی پیش نسبت به طولانی شدن روند تصویب لوایح مرتبط با FATF در مجلس ایران از جمله کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم (TF) ابراز نگرانی کرده بود.

لازم به ذکر است که علی رغم همکاری‌های گسترده ایران با FATF از اواخر سال ۹۴ و حتی خروج کشورمان از لیست سیاه FATF از تیرماه ۹۵ تاکنون، وضعیت تعاملات بانکی ایران با سایر کشورها نه تنها بهتر نشده است و همچنان بانک‌های متوسط و بزرگ خارجی تمایلی به همکاری با کشورمان ندارند بلکه بانک‌های چینی، ترکیه‌ای و صرافی‌های اماراتی که قبلاً با کشورمان همکاری می‌کردند، امروزه این همکاری‌ها را محدود کرده‌اند.

اجرای کامل شرایط FATF توسط ایران در حقیقت تن دادن به شفافیت مالی برای وزارت خزانه داری آمریکا و به عبارتی پذیرفتن خودتحریمی است. وزارت خزانه داری آمریکا، سپاه قدس به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی و محور مقاومت در منطقه- که کمر داعش را شکسته است- تروریسم می‌نامد! بنابراین با اجرای شرایط FATF بانک‌های ایرانی از ارائه خدمات به کسانیکه در فهرست‌های تحریمی آمریکا هستند، منع می‌شوند و در این خصوص باید برای خزانه داری آمریکا شفاف سازی کنند!

گفتنی است در هفته‌های گذشته، FATF با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که تعریف ایران از تروریسم را نمی‌پذیرد و مصادیق تروریسم همان است که FATF-بخوانید وزارت خزانه داری آمریکا- می‌گوید!




ارسال توسط سرباز اهل بیت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ